پايگاه اطلاع‌رساني آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي تحت نظر دفاتر ايشان در اروپا

بخش آرشيو سايت


اتهامات


اتهاماتی که تاکنون به آيت الله سيد حسين کاظمينی بروجردی وارد آمده است عمدتاً به صورت شايعات و مطالب غير مستند می‌باشد. اين شايعات و اتهامات در دو دوره زمانی، نخست پيش از تهاجم در نيمه‌ مهرماه 1385 و پس از آن در پی بازداشت ايشان و هوادارانشان مطرح گرديد. در دوره اول هدف از شايعه پراکنی تخريب شخصيت ايشان و خالي كردن اطرافش از هواداران بود و در دوره بعدی بيشتر اين اتهامات وجهه قضايی به خود گرفت و در كيفرخواست دادستاني دادگاه ويژه روحانيت نيز مطرح شد.

با تشكر خاص از يكي از پرسنل دادسرای ويژه روحانيت كه اطلاعات پرونده ايشان را در اختيار ما قرار دادند. 


عمده‌ترين شايعات قبل از بازداشت:

 

1.  شايعه مبنی بر آيت الله نبودن ايشان و عدم مرجعيت دينی به علت نداشتن رساله عمليه (احکام)

2.  شايعه مبنی بر اينكه ايشان روحاني نيست، روحاني‌نماست و سواد حوزوي ندارد!

3.  شايعه وابستگی به کشورهای بیگانه و اخذ کمکهای مالی !

4.  شايعه استفاده از جادو برای جذب جمعیت!

 

عمده‌ترين اتهامات مطرح شده در كيفرخواست در زمان محاكمات:

 

جرائم امنيتي و انتظامي:

 

5. محاربه ؛ اقدام عليه امنيت ملي؛ اقدام براي براندازي نظام!

6. آمريت در تخريب اموال دولتي در در روز8 مرداد 1385 و 15 مهر 1385!

7. مقاومت و تسليم نشدن در مقابل نيروهاي قضائي، امنيتي و انتظامي

8. مجروح كردن عده‌اي از نيروهاي بسيجي و امنيتي و استفاده از سلاح سرد در 15 مهرماه 1385 (7  اكتبر 2006)  !

9. آمريت در گروگانگيري مردم عادي و ايجاد اغتشاش و آشوب و برهم زدن نظم عمومي و تخريب اموال عمومي !

10. مزاحمت براي همسايگان و اهالي محل!

11. برگزاري گردهمائي‌هاي بزرگ بدون كسب مجوز به ویژه طي چند ماه قبل از بازداشت

12. تحريك افكار عمومي بر عليه نظام در جلسات برگزار شده

13. ايجاد مراودات مشكوك با اقليتهاي مذهبي

14. ‌دروغگوئي به عوام و سوء استفاده از آنها ؛ شيادي و كلاهبرداري!

15. ناديده گرفتن تعهدات سالهاي 1374 و 1379 و 1383 مبني بر عدم فعاليت و .....

16. برنامه‌ريزي براي برگزاري نماز عيد فطر در خيابان آزادي، دو هفته قبل از بازداشت

 

جرائم اعتقادي كه، با استناد به گفته‌ها و نوشته‌ها و مصاحبه‌هاي آقاي بروجردي، بر عليه وی تنظيم  شده است:

 

17. نامشروع خواندن "حكومت ديني" و "دين سياسي"

18.  ديكتاتوري ناميدن "ولايت فقيه"

19. انتشار نظرات نادرست و جعلي درباره اسلام و قوانين اسلامي

20. انتشار عقايد خرافه و موهن ؛ تحقير آئينهاي مذهبي مثل نمازجمعه و مسجد جمكران

21. اهانت به فقها و مراجع تقليد ؛ نايب وزارت اطلاعات ناميدن مراجعي كه در صحنه انقلاب فعالند

 

اتهامات ديگر:

 

22.  اهانت به بنيانگذار انقلاب و متهم كردن ايشان به بدعتگذاري در دين و متهم ساختن مسئولين نظام به خيانت و فساد

23.  ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضد انقلاب؛ مصاحبه با شبكه‌هاي رسانه‌ای مخالف نظام

24. متهم كردن نظام به قتل آيت الله العظمي سيد كاظم شريعتمداري و برنامه‌ريزي براي برگزاري جلسه در مزار ايشان

25. استفاده از واژه‌هاي خصمانه و تحريك آميز مانند: "دجال" به جاي "مقام معظم رهبري" و "ديكتاتوري ديني" به جاي "جمهوري اسلامي" و ....

‌‌26. متهم كردن نظام به قتل پدر خود (آيت الله سيد محمد علي كاظميني بروجردي) و دفن كردن غير قانوني پيكر وي در مسجد نور ميدان خراسان تهران

27.  سوء استفاده از موقعيت پدر خود و مسجد نور ميدان خراسان تهران   

28.  ضبط مخفيانه صدا و فيلم مربوط به حضور شيخ احمدي، نماينده‌ي رهبري

29.  ادعاي خدایي و امام زماني و ارتباط با امام زمان

30.  مقايسه خود با امام حسين!

31.  ضربه زدن به وجهه نظام در سطح بين‌المللي و رسانه‌هاي خارجي

32.  اهانت به خون شهدا

33.  جعل نام بروجردي و سوء استفاده از نام مرحوم آيت الله العظمي سيد حسين بروجردي، مرجع بزرگ شيعه!

34.  دلسرد كردن مردم نسبت به اهداف انقلاب و تشويق مردم به شركت نكردن درانتخابات

35 تصميم براي پاگذاشتن جاي پاي بنيانگذار انقلاب (آيت الله العظمي روح الله خميني)

--------------------------------

 

1. شايعه مبنی بر آيت الله نبودن ايشان و عدم مرجعيت دينی به علت نداشتن رساله عمليه (احکام).

پاسخ:

 الف) آقاي بروجردي هيچگاه ادعاي مرجعيت نداشته است و صرفاً خود را مرجع هستي‌باختگان و گرفتاران دوران 28 ساله پس از انقلاب مي‌دانست.

ب) ايشان معتقد بود اكثر رساله‌ها شبيه به هم هستند و اگر كسي به موضوع جديدي در مسائل ديني برخورد كرد، مي‌تواند سئوال كند و جواب بگيرد. ولي صرف کردن هزينه‌‌هاي كلان براي چاپ و انتشار رساله، در دوراني كه فقر و فلاكت، مردم را در مسير خروج از دين الهی (يخرجون الناس من دين الله افواجا) قرار داده، امري نامتعارف است. ضمناً مراجع تقليد ديگري نيز همچون آيت الله العظمي وحيد خراساني رساله‌هاي خويش را جمع‌آوري كرده و اجازه‌ چاپ مجدد نمي‌دهند.

 ج) اگر نداشتن رساله دليل بر مرجع نبودن است، پس تكليف آقاي خميني چه مي‌شود؟ ايشان در خرداد سال 1342، مردم را به قيام بر عليه شاه فقيد فرا خواند، اگر آقاي خميني مرجع نبوده پس به چه اجازه‌اي حكم قيام صادر كرد و مسئوليت خون قربانيان با كيست! اگر مرجع بوده پس چرا رساله نداشته است؟ اين پارادوكس را به عنوان ابلاغيه‌اي به دادگاه ويژه روحانيت ارائه كرديم تا بدانند كه قبل از محكوم كردن آقاي بروجردي بايد چه كساني را محاكمه مي‌كردند!

توضيح بيشتر: مي‌دانيم كه مراجع بزرگ ديني در آن زمان، آيات عظام آقاي شريعتمداري، آقاي مرعشي نجفي و آقاي ميلاني، براي گرفتن تخفيف در مجازات اغتشاش آفريني آقاي خميني در سال 1342، در همان زمان رساله‌اي به نام ايشان مهيا كردند و در باغ طوطي شاه‌عبدالعظيم جمع شدند و اعلام كردند كه ايشان مرجع تقليد است! البته محبت مراجع ديني فوق از روي انسان‌دوستي بود نه سياست، ولي مشاهده شد كه آقاي خميني با بزرگان و علمايي كه جان او را نجات داده بودند چگونه رفتار كرد، واي به حال ديگران!

 

2. شايعه مبنی بر اينكه ايشان روحاني نيست، روحاني‌نماست و سواد حوزوي ندارد!

پاسخ:

الف) اگر آيت الله بروجردي روحاني نيست، پس چرا در دادگاه ويژه روحانيت محاكمه مي‌شود!

آقاي بروجردي در سالهاي 1374 و 1379 نيز بازداشت شده بود، و همگان مي‌دانند كه كليه متهمين در اين دادگاه در ابتدا هويتشان شناسائي مي‌شود و سابقه آنها استعلام مي‌گردد كه اين شناسائي و استعلام براي آقاي بروجردي در بازداشت سال 1374 صورت پذيرفته است و اگر ايشان روحاني نبود، بايد همان سال خلع لباس روحانيت مي‌شد و به جرم شيادي مجازات مي‌گرديد. همچنين در سال 1379 نيز وضعيت به همين منوال بوده است. بنابراين طرح اين اتهامات مضحك، از سوي روحاني‌نماهاي شاغل در دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت فقط آبروي آن دستگاه‌های تفتيش عقيده را مي‌برد. 

ب) در بخش بيوگرافي، تحصیلات حوزوي ايشان آمده است.

ج) هدف از اين شايعه کوچک ساختن شخصيت و جلوگيری از دخالت وی در مراتب ديني جامعه می‌باشد. ليکن آنگونه که از ظواهر امر پيداست کسي که با دو برهان قلم و بيان به صحنه تبليغ آمده است، قاعدتاً نميتواند بيسواد باشد و اصولاً يک فرد عامي نميتواند رهبر عوام شود، به قول شاعر "تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد".

کافيست کسي چند سخنراني از آيت‌الله بروجردي را بشنود، يا مكتوبات وی را مطالعه كند، خواهد فهميد که ايشان در چه مرتبهاي از سواد و انديشه است.

جمعي از پيروان ايشان از اساتيد دانشگاه هستند و بسياري از علاقمندانشان تحصيلات عالیه در رشته‌هاي مختلف دارند و حتي در بين 7 متهم رديف اول اين پرونده كه در سازمان عفو بين‌الملل نام آنها ذكر شده است، 4 نفر تحصيلات فوق ليسانس و دكترا دارند.

آري، اين گونه اتّهامات، بسي خندهدار است و البته توقيف برخي از کتابهاي ايشان در وزارت ارشاد هم به همین علت بود که نميخواستند مراتب علمي ايشان در جامعه ظاهر شود و در يك كلام، مي‌خواهند ايشان را از صحنهگرداني اعتقادي در جامعه محروم نمايند تا مانع جدّي در برابر بدعتها و اختراعات ديني خويش نداشته باشند.

د) اين يك سناريوي تكراري حكومت است و پيش از اين نيز براي مرجع بزرگ شيعه،‌ آيت الله العظمي آقا سيد كاظم شريعتمداري اجرا شد، و در اوايل انقلاب در نمازجمعه و حوزه‌هاي علميه بيانيه دادند كه ايشان بيسواد است و...، جالب اين است كه مجريان اين ترور شخصيت كساني مثل مكارم شيرازي و ري‌شهري بودند كه سالها شاگردي ايشان را كرده بودند، و باز هم دست شايعه‌سازان را با طرح اين سئوال رو مي‌كنيم كه اگر آن مرجع شهيد، بيسواد بود، پس امثال مكارم شيرازي، مشکینی و ري‌شهري كه شاگردان ايشان بودند از كجا سواد آموختند! آري مشكل چيز ديگري است، اگر كسي ولايت مطلقه فقيه را بدعت بداند، او را متهم به بيسوادي مي‌کنند، حتي اگر مرجع دانشمند و فرزانه‌اي مثل آيت الله شريعتمداري باشد!

ه) اگر فرض كنيم آقاي بروجردي بيسواد بوده، اين سئوال را مطرح مي‌كنيم كه در كجاي دنيا به جرم بيسوادي به منزل كسي حمله مي‌كنند و خانواده او را آواره مي‌نمایند و اموالش را مصادره مي‌كنند و علاقمندانش را به وحشيانه‌ترين شكل ممكن به شكنجه‌گاهها مي‌برند! آري،‌ مشكل چيز ديگريست!

و) چرا طي سالهاي اخير سعي كرديد تا ايشان را با استفاده از اهرم زر و زور و تزوير وادار به همكاري با نظام كنيد؟ حالا كه ناكام مانديد، منكر همه اعتبارات ايشان مي‌شويد!

ز) اگر ايشان بيسواد است پس از چه چيزي مي‌ترسيد كه حتي مانع از هجرت او به عراق يا كشورهاي ديگر مي‌شويد! مگر يك شخص بيسواد مي‌تواند اعتبار ايدئولوژي در سطح جهاني كسب نمايد و آبروي شما را ببرد كه اينقدر وحشت كرده‌ايد و او را در بايكوت كامل قرار داده‌ايد.

 

3. شايعه كردند كه انگليسي بوده و از سازمان سيا پول گرفته و ... كه توانسته است چنين جمعيت عظيمي را گرد خود جمع كند.

پاسخ:

الف) اگر ايشان انگليسي بود بايد دولت انگليس و خبرگزاريهاي تحت امرش، موضوع ايشان را در بوق و كرنا مي‌كردند و از نوكر خويش حمايت مي‌كردند، كاري كه براي آقاي خميني در سالهاي قبل از انقلاب 57 به خوبي انجام شد.

آيا مي‌توان باور كرد قدرتهاي بزرگ جهاني مثل انگليس و آمريكا، از جاسوس و عامل خود حمايت نكنند به گونه‌اي كه او تحت انواع شكنجه‌ها و شايعه‌سازي‌ها قرار گيرد.

ب) يكي از مشكلات آقايان همين است كه وقتي توده‌هاي ملت را از دست مي‌دهند، به جاي آنكه ايرادات خود را برطرف كنند به رقبا برچسب مي‌زنند، مثلا نمي‌گويند كه "مردم به خاطر جنايت، دين‌فروشي، وطن‌فروشي، فساد و خيانت ملاهاي دولتي از آنها گريزان شده و به گرد آقاي بروجردي جمع شده‌اند"، براي پوشش اين ضعف خود، از آقاي بروجردي ايراد مي‌گيرند كه يقينا او تحت‌الحمايه انگليس و امريكاست كه توانسته است بدون تبليغات رسانه‌اي و در بايكوت كامل، جمعيت گسترده‌اي را گرد آورد.

ج) شایعه‌سازانی که پیش از این، تمامی عکسها و فیلمهای موجود از استقبال عمومی از آیت الله بروجردی را نادیده می‌گرفتند و سعی می‌کردند تا این روحانی مردمی را تنها یک پیشنماز ساده با کمتر از هزار نفر پیرو به شمار آورند، در مرحله فعلی که قصد وارد کردن چنین اتهاماتی را دارند، ناخواسته اقرار می‌کنند که ایشان جمعیت زیادی را در سراسر ایران جذب کرده است. البته نوع برچسب‌زنی به ایشان نیز نشان از ترس و وحشت اشغالگران ایران‌زمین از جایگاه آیت الله بروجردی در دلهای خسته و وجدانهای بیدار مردم دردمند دارد.

د) در مورد وضعيت مالي ايشان همين بس كه تنها دارائي ‌ایشان يك واحد از يك ساختمان 4 طبقه در خيابان آزادي تهران و كمي اثاثيه منزل بوده است كه همه را نيز مصادره كردند، و مشخص است که پولي نداشته است كه بخواهد براي خريدن مردم هزينه كند.

اگر بر فرض محال، مردم به خاطر پول او به دورش جمع ‌شده بودند، پس چرا روز تهاجم به ايشان،‌ هرچه از صبح تا شب از پشت بلندگو فرياد زدند كه "يا تسليم شويد و يا كشته خواهيد شد"، باز هم مردم دورش را خالي نكردند.

‌اگر ملاك علاقه به ايشان، پول بوده است، پس چرا روز تهاجم، تمام خيابانهاي منتهي به منطقه محل سكونت ايشان را مسدود كردند و مانع پيوستن توده‌هاي مردم به ايشان شدند.

 

4. شايعه كردند كه جادوگر می‌باشد و با سحر و طلسمها در دلها نفوذ كرده و توانسته است بدون تبليغات رسانه‌اي و در خفقان كامل، جمعيت بسياري را در سطح ايران به خود جذب كند!

پاسخ:

الف) كافر همه را به كيش خود پندارد، از آنجا كه آقاي خميني از سلسله مرتاضان و جادوگران كاركشته هندي بوده، بنابراین آقاي بروجردي را هم از همين منظر مي‌نگرند.

آقاي بروجردي فرهنگ دعا و مناجات و ذكر را در چارچوب سنت پيامبران دنبال مي‌كرد نه در چارچوب رمالها و دعانويسان و آيینه‌بينان هندي.

ب) اگر به قصص حضرات موسي و عيسي و محمد و زرتشت بنگريم، بخش عمده‌اي از لحظات زندگي ايشان در حال ذكر و دعا و مناجات با خداوند بوده است و ترويج مناجات با خدا، سنت غير قابل انكار تمام انبياء و اولياء می‌باشد، و اين امر قابل قياس با فرهنگ جادوگري و دعانويسي كه در زمان حكومت آقاي خميني در ايران بصورت گسترده شايع شد، نمي‌باشد.

ج) در ايران فعلی صدها هزار دعانويس و رمال ريز و درشت مشغول كار هستند،  آقاي بروجردي بارها اين آفت را معضلي براي جامعه كنوني خوانده و اين كلام را از بزرگان دين نقل كرده كه هر آلودگي كه در جمع حكام و رهبران قومي شايع شود، در سطح جامعه نيز فراگير مي‌گردد، از اينرو ما بر طبق نسخه‌هاي بزرگان دين ادعا مي‌كنيم مهمترين علت فراگيرشدن دعانويسي و جادوگري و حتي شيوع بي‌رويه اعتياد به مواد مخدر، جنایت، دزدي، خيانت و ...، ناشي از رواج این مفاسد در فرمانروايان قوم بوده است. اگر يك روحاني برجسته هم مثل آيت الله بروجردي بتواند اصالت خود را حفظ كند، و به ريشه‌يابي معضلات بپردازد ‌مورد چنين جوسازيهائي قرار مي‌گيرد.

به هرحال این گونه اتهامات را به انبياء و اولياء در طول تاريخ وارد کرده‌اند و اين روش جديدي از سوي معاندين توحيد و معاد نيست.

ه) همين كه اعتراف دارند كه آقاي بروجردي در دلهاي بسياري از ايرانيان خانه دارد، كافيست! 

و) در پايان باید گفت كه اگر بر فرض محال، آيت الله بروجردي دعانويس بوده است، چرا دعانويسي براي آقاي بروجردي جرم است، ولي براي ديگران جرم نيست! آري، مشكل چيزي ديگري می‌باشد! اين نوع اتهامات نمي‌تواند دلايلی قانع‌كننده براي چنان تهاجماتي باشد.

 

 

جرائم امنيتي و انتظامي:

 

5. محاربه با خدا؛ اقدام عليه امنيت ملي؛ اقدام براي براندازي نظام.

پاسخ:

الف) آيا واقعا معاني واژه‌ها را نمي‌فهمند و يا معاصرين خود را نادان فرض كرده‌اند؟!

ب) اتهام اقدام عليه امنيت ملي و براندازي، يقينا به شكل معنوي و پنهاني در بيش از 80 درصد ايرانيان مصداق‌پذير است. آري، اكثريت قاطع ايرانيان خواستار براندازي اين نظام هستند و به اصطلاح روزي هزار بار حاكمان ايران را نفرين مي‌كنند.

ولي اتهامات فوق يك تعريف حقوقي و قضائي خاصي دارد كه مربوط به فعاليتهاي خاصي مي‌شود و ارتباطي با فعاليتهاي مسالمت‌آميز آقاي بروجردي پيدا نمي‌كند.

ب) البته از آنجا كه اين حكومت اسير ظلم و استبداد است و خوب مي‌داند كه فقط چند درصد خواهان و طرفدار دارد، هر حركتي را به معناي اقدام براي براندازي مي‌پندارد.حتي جلسات مذهبي كه در آنها آيات و روايات تدريس مي‌شود و سپس توسل و نيايش برگزار مي‌گردد، براي حكومتهاي غير مردمي و ديكتاتوري، حكم اقدام عليه امنيت ملي و اقدام در جهت براندازي را پيدا مي‌كند.

‌ج) آري آقاي بروجردي همصدا با اجداد خويش كه حكومت ديني را حكومت دجالها و طاغوتها ناميده‌اند، علاقه باطني به سرنگوني آن داشت ولي اقدامي مسلحانه و يا تروريستي در مقابله با آن صورت نداد و به تلاشهاي قلمي و برگزاري جلسات مذهبي كفايت كرد كه نه تنها منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد، بلكه تمام اديان آسماني نیز آنرا جرم نمي‌دانند. 

 

6. آمريت در تخريب اموال دولتي در در روز8 مرداد 1385 و 15 مهر 1385.

پاسخ:

مردم در روز 8 مرداد، فقط به خودرو وزارت اطلاعات كه آقاي بروجردي داخل آن نشسته بود، آسيب رساندند تا مانع حرکت آن شوند و كسي آمريت نداشته است جز احساسات ضد استبدادي مردم، كه مانع انتقال آيت الله بروجردي به زندان شدند. اين يك ماجراي خودجوش بود همانطور كه عكسها و فيلمهاي برجاي مانده گوياي آن است.

 

7. مقاومت و تسليم نشدن در مقابل نيروهاي قضائي، امنيتي و انتظامي.

پاسخ:

الف) طي چند ماه قبل از تهاجم فوق، هيچ احضاريه رسمي براي بازداشت ايشان از طرف دادگاه ويژه روحانيت صادر نشده بود، و احضاريه‌ها صرفا بصورت تلفني انجام مي‌شد! اگر براي بازداشت ايشان دلايل موجهي وجود داشت، پس چرا در روز 8 مرداد 1385 براي بازداشت ايشان، عوامل لباس‌شخصي به منزل ايشان حمله كردند! اگر بازداشت ايشان امري قانوني بود، چرا  احضاريه رسمي كه قاعدتا  مدركي براي پيگيريهاي قانوني مي‌باشد، صادر نشد! آيا جز اين است كه مي‌خواستند ايشان را از بين ببرند و بعد اعلام کنند كه اصلا آقاي بروجردي به مکان دادسرا مراجعه نكرده است و یا ربایندگان ایشان، عوامل ناشناخته بوده‌اند! و در چنين شرايطي اگر خانواده ايشان اعتراضي هم مي‌كرد، با توجه به عدم وجود مدرك، راه به جائي نمي‌برد.

ب) ايشان بارها گفته است كه چون دادگاه‌هاي ايران را دور از عدالت مي‌بيند با پاي خود به آنجا نخواهد رفت و كشته شدن را بر رفتن به جائي كه مجبور به تعهد دادن به بي‌غيرتي ديني است ترجيح مي‌دهد. البته ایشان بارها توسط همين محاكم، مجازات و زنداني شده بود و تعهد به تعطیلی فعالیتها داده بود.

 

8. مجروح كردن عده‌اي از نيروهاي بسيجي و امنيتي در 15 مهرماه 1385 (7  اكتبر 2006) ؛ آمريت در استفاده از سلاح  سرد در روز و شب مذكور.

پاسخ:

الف) در خلال روز مذكور، منطقه محل سكونت ايشان به محاصره  درآمد ولي زد و خورد خاصي از نزديك صورت نگرفت و هيچ صدمه‌اي به مهاجمين وارد نشد، آنها پيوسته گاز اشك‌آور پرتاب مي‌كردند، و با بلندگو اعلام مي‌کردند: تسليم شويد وگرنه كشته خواهيد شد! و اين ماجرا تا نيمه شب يعني قبل از تهاجم نهائي ادامه داشت. در نيمه شب نيز،‌ سردار طلائي، رئيس پليس وقت تهران،‌ طي مذاكره با آيت الله كاظميني بروجردي قول داد كه اگر سلاحهاي سرد را كنار بگذاريد، در امان خواهيد بود‌ و محاصره شما تمام خواهد شد. آقاي بروجردي گفت: ما كه حمله نكرده‌ايم و با كسي جنگي نداريم، مهاجمين بروند ما هم كاري نخواهيم كرد و حاضرين در صحنه نيز، چاره‌اي جز پذيرش آنرا نداشتند،‌ و بنابر گفته شاهدان عيني (از جمله آقاي كيانوش سنجري، زندانی سیاسی و گزارشگر مستقل) تهاجم نهائي، بعد از خلع سلاح مدافعين آقاي بروجردي انجام شد و اصولا امكان صدمه زدن به مهاجمين وجود نداشته است.

ضمن اينكه مهاجمين، حرفه‌اي و تا دندان مسلح بودند و حمله‌ نهائي را بطور غافلگيرانه و با تيراندازيهاي وحشت‌آفرين شروع كردند، بنابراين هيچ امكاني براي مجروح كردن مهاجمين وجود نداشته است.

ب) هيچ شاكي خصوصي در اين پرونده وجود ندارد و اگر كسي از مهاجمين مصدوم شده بود يقينا تا كنون به عنوان شاكي در پرونده مطرح مي‌شد.

ج) استفاده از سلاح سرد نيز اقدامي بدون برنامه‌ريزي قبلی بود و هيچ كس در آن آمريت نداشت، وقتي مهاجمين به انواع سلاحهاي سرد و گرم مجهز بودند، مدافعين از حريم اسلام اصيل، مجبور شدند با به دست گرفتن سلاح سرد، هراسي در دل مهاجمين ايجاد كنند و حمله نهائي ايشان را به تاخير بيندازند تا شايد راه حل مسالمت‌آمیزی پیدا شود و خونريزي نشود!

د) آيت الله بروجردي پرچمدار اسلام غير خشن بوده است، پس چطور مي‌توانست جلوي انظار عمومي دست به خشونت بزند و يا دستور گروگان‌گيري و ضرب و شتم را صادر كند!

ه) اگر مدافعین آیت الله بروجردی، اهل خشونت و آشوب بودند، پس چرا سردار طلائی مخالف حمله به آنها بود و حتی در اعتراض به برخوردهای وحشیانه مهاجمین، فردای پس از ماجرا استعفا داد. متن نامه درز پیدا کرده از وزارت اطلاعات که این حقیقت را تایید می کند در بخش بیوگرافی آمده است.

 

9. آمريت در گروگانگيري مردم عادي و ايجاد اغتشاش و آشوب و برهم زدن نظم عمومي و آمريت در تخريب اموال عمومي در روز فوق.

پاسخ:

الف) ايشان اغتشاش برپا نكرد، بلكه اين مهاجمين بودند كه منطقه را محاصره كرده و آشوب بپا كردند تا بعدا با مقصر اعلام کردن آقای بروجردی، توجیهی برای توحشات خود داشته باشند.

ب) تقريبا ده نفر از مهاجمين توسط دستياران آقاي بروجردي بازداشت شدند که هيچ كدام از آنها مردم عادي نبودند، بلكه جزو گروههای فشار بودند كه مجوزهاي حمل گاز اشك‌آور و باتوم و ... نیز همراه داشتند و كارتهاي شناسائي و مجوزهای آنها که در اینترنت نیز پخش شده گوياي بسيجي يا سپاهي و يا لباس‌شخصي بودن آنهاست.
ضمن اینکه این افراد به امر آیت الله بروجردی بدون اینکه آسیبی دیده باشند آزاد شدند.
اگر کسی از مهاجمین مجروح شده بود، یقینا در دادگاه به عنوان شاکی حاضر می شد.
اگر افرادی از مهاجمین مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند به طور حتم به عنوان سوژه ای برای تخریب حرکت مسالمت آمیز آیت الله بروجردی آنها را جلوی دوربین می آوردند تا نحوه مجروح شدن خود را برای مردم تشریح نمایند.

ج) به علت محاصره كامل منطقه، امكان رفت و آمد برای افراد عادی كه ساكن آن منطقه نبودند وجود نداشته است.

د) اينكه كلمه اغتشاش به كار رفته است، در نوع خود جالب می‌باشد، چراکه اگر ياران آقاي بروجردي اغتشاشگر بودند بايد به بانكها و اماكن دولتي كه در آن منطقه بسيار است حمله مي‌كردند. اگر آنها اغتشاشگر بودند، بايد به فروشگاهها و خودروها حمله مي‌كردند، ولي هرگز چنين اتفاقاتي رخ نداد و اينها همه اتهاماتي می‌باشد كه حکومت شایعه کرده است تا برخوردهای خصمانه و خشن با آیت الله بروجردی و یارانش را برای مردم توجیه نماید.

ه) آري اگر آقاي بروجردي آشوبگر بود بايد در جلسات بزرگ خود مردم را تحريك به درگيري مي‌كرد و از خیل عظیم هواداران خود بهره می‌برد ....

 

10. مزاحمت براي همسايگان و اهالي محل.

پاسخ:

الف) ايشان سالها در آن محل زندگي مي‌كرد و همواره مورد احترام خاص مردم قرار داشت كه اسناد آن موجود است.

ب) البته بعضي از همسايگان ايشان در مصاحبه‌ با رسانه‌هاي مردمي خارج از كشور، گفتند كه فرداي بعد از حادثه، گروهی از مامورهاي اطلاعاتی كه در محل حاضر بودند در مصاحبه‌هاي ساختگي و جعلي، خود را به عنوان همسايگان ايشان معرفي می‌كردند و اظهار می‌داشتند كه ايشان باعث مزاحمت براي‌ آنها بوده است.

ج) اگر احتمالا برخی از همسایگان نسبت به اوضاع پيش آمده شاكي شده بودند، مهاجمين را باید مقصر دانست و الا چرا همسایه‌ها و ساکنین محل، ماه‌ها و سالهای قبل، از ايشان شكايت نمي‌کردند.

د) گذشته از این، هيچ يك از همسايگان ايشان جزو شاكيان اين پرونده نبوده‌اند و نيستند.  

 

11. برگزاري گردهمائي‌هاي بزرگ بدون كسب مجوز مخصوصا طي چند ماه قبل از بازداشت.

پاسخ:

ميزبانان جلسات ايشان و دست‌اندركاراني كه براي كسب مجوز به ادارات حکومتی مراجعه مي‌كردند جواب منفي دريافت مي‌نمودند و به ناچار گردهمائی‌ها بدون هماهنگي با مسئولين برگزار مي‌شد. البته اگر اين امر جرم بوده است، با توجه به اينكه هيچگاه جلسات ايشان به اغتشاش كشيده نشد و مشكل امنيتي بوجود نيامد و کسی به علت ازدحام جمعیت، آسیب ندید، ايشان تبرئه مي‌شود.

 

12. تحريك افكار عمومي بر عليه نظام در جلسات برگزار شده.

پاسخ:

ايشان در جلسات خود فقط آيات قرآن و روايات پيشوايان ديني را تجزيه و تحليل مي‌كرد و اگر در اين بين، آبروي حكومتيان رفته، بدون اغراض سياسي بوده است. اصولا ايشان با هيچ كس دشمني ذاتي نداشته و حتي قصد انتقام‌گيري از نظام بخاطر قتل پدر خويش  را هم نداشته است كه اگر جز اين بود در جلسات بزرگ خود، درد دلهاي شخصي را هم مطرح مي‌كرد و با تحريك كردن مردم آشوب بپا مي‌نمود. به هر حال بهتر است که حکومت در پی برطرف کردن عیوب خود باشد وگرنه با سركوب آقاي بروجردي، ندای قال الله و قال رسول الله، خاموش نمي‌شود.

 

13. ايجاد مراودات مشكوك با اقليتهاي مذهبي.

پاسخ:

در جلسات آیت الله بروجردی و در منزل ايشان بعضي از كشيشها و پيروان آئین مسيحي و همچنين شهروندان سني، يهودي و زرتشتي حضور مي‌يافتند و اصولا ايشان روابط صميمي با آنها داشت، ولي هيچ مذاكره‌ پنهاني براي براندازي وجود نداشته است كه جرم تلقی شود.

 

14. ‌دروغگوئي به عوام و سوء استفاده از آنها، شيادي و كلاهبرداري.

پاسخ:

ايشان از 16 سال پيش در ابعاد كوچك و بزرگ، با اقشار مختلف جامعه در ارتباط بوده است بنابراين، چنين اتهامي در صورتي قابل بررسي است كه در اين زمينه شاكي خصوصي وجود داشته باشد، در غیر اینصورت كدام عاقل و مسكرننوشيده‌اي حاضر است به صرف اينكه دادستاني دادگاه ويژه روحانيت يا وزارت اطلاعات، شخصيتي را شياد و كلاهبردار معرفي مي‌كند، چنين ادعائي را بپذيرد!

 

15. ناديده گرفتن تعهدات سالهاي 1374 و 1379 و 1383 مبني بر عدم فعاليت و .....

پاسخ:

ايشان بارها گفته است كه آن تعهدات زير شكنجه اخذ شده بود، ولي من نمي‌توانم روي وجدانم پا بگذارم و تعهدات فطري خود را فراموش كنم و نسبت به نابود شدن دين و معنويت به دست تاجران ديانت و سوداگران معنويت،‌ بي‌توجه باشم، نمی‌توانم همدردی و همدلی با هموطنانم را کنار بگذارم.

 

16. برنامه‌ريزي براي برگزاري نماز عيد فطر در خيابان آزادي، دو هفته قبل از بازداشت.

پاسخ:

الف) ايشان قصد شورش نداشت، بلكه قصد داشت بطور مسالمت‌آميز مردم را براي مراسم عبادي غير سياسي جمع كند، ولي از آنجا كه عوامل حکومتی نمي‌خواستند تا دوربينها حضور جمعيتي ده‌ها برابر شركت‌كنندگان در نماز عيد فطر مصلی را ضبط كنند، چنين عجولانه اقدام به خونريزي در ماه رمضان كردند، در حالي كه در ماه‌هاي حرام مثل رمضان، جنگ و خونریزی حرام است.

واقعا با چنین وقايعي كه پيش آمده است، آيا مي‌توان باور كرد كه اين نظام به احكام شرع پايبند می‌باشد؟

ب) اگر ايشان مي‌خواست در روز عيد فطر شورش كند، قبلا مي‌توانست در جلسات صدهزار نفري خود به چنين اقدامی مبادرت ورزد.

ج) قصد واقعي ايشان، همانطور كه در دادگاه هم بيان كرد، اين بود كه مي‌خواست با چنين اقدامي، رفراندومي آزاد و مسالمت‌آميز در اثبات جايگاه والاي دين اصيل و غير حكومتي برپا كند، طبيعي است وقتي حکومت از مناظره رسمي طفره مي‌رود، اجازه برگزاري رفراندوم رسمي را هم نمي‌دهد، در چنين شرايطي، راه ديگري باقي نمی‌ماند! 


جرائم اعتقادي كه، با استناد به گفته‌ها و نوشته‌ها و مصاحبه‌هاي آقاي بروجردي، بر عليه او تنظيم  شده است:

 

17. نامشروع خواندن "حكومت ديني" و "دين سياسي".

پاسخ:

آقاي بروجردي بارها براي اثبات نظرات خود درخواست مناظره علني كرده بود. چگونه يكطرفه به قاضي مي‌روند و بدون شنيدن دلائل ايشان براي مخالفت با "ولايت فقيه" و "التقاط دين و سياست" چنين اتهام سنگيني را به ایشان وارد می‌سازند! اكنون به اختصار چند سند معتبر را مي‌آوريم تا صداي دفاع و حمايت اجداد آقاي بروجردي از فرزند دربندشان در اين فقره اتهام را به گوش وجدانهاي منصف برسانيم:

الف) کل رایه ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله:
پرچمدار هر قيامي در زمان غيبت،
طاغوتی است که در برابر خدا پرستش میشود (وسائل الشیعه، ج11، از امام صادق).

 ب) بر طبق روايتي از امام باقر: و انه لیس من احد یدعوا الی ان یخرج الدجال الا و سیجد من یبایعه و من رایه ضلاله فصاحبها طاغوت:

اثبات مي‌شود كه حكومت ديني در زمان غيبت با قيام دجال تشكيل مي‌شود كه پيروانش، پيروان طاغوتند (كتاب فروع كافي، جلد 8).

ج) امام سجاد فرمود: ما خرج و ما یخرج منا اهل البیت الی قیام قائمنا احد لیدفع ظلما او ینعش حقا الا اصطلمته البلیه و کان قیامه زیاده فی مکرومنا و شیعتنا:

هیچ کس از خاندان ما براي دفع و یا زنده کردن حق تا قيام قائم خروج نکرده و نمیکند مگر این که باعث افزایش گرفتاری ما و شیعیان ما میگردد (كتاب صحیفه سجادیه، ترجمه الهی قمشهای). 

به عبارت ديگر حكومت فعلي، نه تنها ملحق به اهل بيت نيست، بلكه كاري جز گرفتار كردن مردم و تخريب دين و مذهب ندارد!

 

18. ديكتاتوري ناميدن "ولايت فقيه".

پاسخ:

الف) ايشان ولايت فقيه را شرك مي‌داند و همانطور كه بارها اعلان كرده بود هيچ سند محكمي از مآخذ ديني وجود ندارد كه شكل مطلقه يا غير مطلقه ولايت فقيه را جنبه حكومتي دهد.

ب) بانيان حكومتي كردن ولايت فقيه بدعتگذاراني بوده‌اند كه دين را به باد فنا دادند، و بهتر است به جاي متهم كردن آقاي بروجردي، فكري براي قضاوت تاريخ در مورد خود كنند. آنها چگونه آيات و روايت را تحريف كردند و آئین جديد "دين انقلاب 57" را تحت عنوان ولايت مطلقه فقيه ساختند.

 

19. انتشار نظرات نادرست و جعلي درباره‌ي اسلام و قوانين اسلامي از جمله نامشروع خواندن حدود و مجازاتهاي اسلامي مثل زندان و اعدام و شلاق و سنگسار و ...

پاسخ:

پيرامون اجراي حدود، طبق نظر ایشان، در زمان غیبت معصوم برای جرائمي كه شاكي ندارد و فقط بين انسان است و خداوند، نمي‌توان مجازاتي را اجرا كرد.

در مورد جرائمي كه شاكي خصوصي دارد، بايد با رعايت عدالت و در نظر گرفتن همه‌ي جوانب و علتها، اقدام نمود و حقوق شاكي را احيا کرد.

ايشان دلايل كافي براي دعاوي خود داشته‌ است و يقينا براي آنكه نظام قضائي كشور زير سئوال نرود، دادگاهش پشت درهاي بسته برگزار شد.

 

20. انتشار عقايد خرافه و موهن ؛ تحقير آئينهاي مذهبي مثل نمازجمعه و مسجد جمكران؛ پخش اعلاميه‌هاي مختلف و اهانت به مقدسات در آنها و .....

پاسخ:

الف) اماكن عبادي تا وقتي كه آلوده به تبليغ و شعار دادن براي اين و آن نشوند، جايگاهي مقدس خواهند بود، در غیر این صورت چه فرقي بين بازار و تجارتخانه با مسجد و معبد وجود خواهد داشت.

ب) اگر اطلاق نام مسجد به مكاني، به تنهائي كافي است، پس ماجراي مسجد ضرار چيست!

ج) در مورد مسجد جمكران نيز گرچه روزگاري محل اعتكاف و تشرفات عرفا و علماي بزرگ بوده ولي در دوران انقلاب كم‌كم به دكاني براي سارقان اعتبارات امام دوازدهم شيعيان تبديل شد و همگان موقعيت آن را در ترويج فساد و فحشا و فريب دادن عوام مي‌دانند و بيان جزئيات آن در اين گفتار كه مخاطب عمومي دارد، خلاف ادب خواهد بود.

د) اگر جمكران جايگاه مقدسي است، چرا بسیاری از بزرگان ديني ايران بعد از انقلاب، نظر مثبتي به آنجا نداشته‌اند و حتي از رفتن به آنجا خودداري كرده‌اند.

ه) در مورد نماز جمعه و امثال آن نيز نيازي به درج دفاعيات نيست و همه مسائل براي ناظران منصف واضح است.

 

21. اهانت به فقها و مراجع تقليد ؛ نايب وزارت اطلاعات ناميدن مراجعي كه در صحنه انقلاب فعالند.

پاسخ:

اين حقيقتي است كه وقتي مرجعي مبلّغ و سخنگوي امامان كاذب و ساختگي شد، قاعدتا نمي‌تواند نايب امام عصر باشد و همان بهتر كه ايشان را نايب خاص و عام بيت رهبري و وزارت اطلاعات ناميد.


جرائم ديگر:

 

22. اهانت به بنيانگذار انقلاب (آقای خميني) و متهم كردن ايشان به بدعتگذاري در دين و دروغگوئي؛  انتشار اكاذيب؛ متهم كردن مسئولين نظام به خيانت و فساد.

پاسخ:

با چه كلماتي، از چه اتهاماتي، چگونه دفاع كنيم!

در اين مورد ترجيح داده مي‌شود دفاعي صورت نگيرد و مخاطبين منصف‌، خود قضاوت كنند!

 

23. ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضد انقلاب؛ مصاحبه با شبكه‌هاي رسانه‌ای مخالف نظام مثل VOICE OF AMERICA ، FARDA RADIO ، CHANNEL ONE؛ BBC، مكاتبه با پاپ بنديکت شاتزدهم (رهبر كاتوليكهاي جهان) و كوفي عنان (دبير كل پيشين سازمان ملل متحد) و خاوير سولانا (رئيس سياست خارجه اتحاديه اروپا) و ارائه گزارشهای دروغ از اوضاع داخلي كشور به آنها.

پاسخ:

الف) ايشان بارها اظهار داشته است كه حاضر است در يك دادگاه علني از صحت تمام گزارشهائي كه در مكالمه و يا مكاتبه با شخصيتها و نهادهاي فوق اعلان كرده است، دفاع نمايد.

ب) قاعدتا مكاتبه با چهره‌ها و نهادهاي برجسته نمي‌تواند جرم باشد، زيرا خود سران نظام فعلي ايران نيز به كرات چنين كرده‌اند و حتي آقاي احمدي نژاد در گذشته به رئيس جمهور امريكا و به رئيس جمهور فرانسه نامه نوشت و متن آن همه‌جا منتشر شد‌، بنابراين شايد منظور آقايان از طرح اتهام فوق، مطالب و موضوعات مندرج در نامه‌هاي آقاي بروجردي است، كه در اين مورد بايد بگوئيم در متن مكاتبات ايشان به عنوان رهبر بزرگترين جمعيت مستقل مذهبي در ايران، هيچ گونه امتيازي به بيگانگان داده نشده است و حتي اگر با رئيس جمهور امريكا و فرانسه هم مكاتبه كرده، با رعايت ادب و احترام فراوان تلاش نموده تا منافع ملي و ديني هموطنان خود را حفظ كند و حساب رهبران غاصب ايران را از مردم جدا كند، آيا اين جرم است! اگر به متن نامه‌هاي آقاي احمدي‌نژاد و يا ديگر سران حكومتي توجه كنيد، چيزي جز جنگ‌طلبي و اتهام‌زني و ماجراجوئي و فريب‌كاري نمي‌يابيد و هيچ گونه نقاط مشتركي با مخاطب نامه ديده نمي‌شود. ولي متن نامه‌هاي آقاي بروجردي حاوي نكات كليدي براي تنش‌زدائي و رفع خشونت است.

 

24. متهم كردن نظام به دست داشتن در قتل آيت الله العظمي سيد كاظم شريعتمداري و برنامه‌ريزي براي برگزاري جلسه‌اي بزرگ با پشتيباني رسانه‌هاي بيگانه در مزار ايشان در قم.

پاسخ:

چگونه جرات كرده‌اند كه چنين اتهامي را در كيفرخواست ايشان ثبت كنند! آيا واقعا تاريخ معاصر را فراموش كرده‌اند! برگزاري جلسه‌ يادبود در تثبيت علائق مردم به روحانيت و مرجعيت اصيل، طبق كدام حكم اسلام و قرآن جرم است! آيا محاكمه آقاي بروجردي به علت چنين اتهاماتي، اثبات بي‌گناهي وي نيست!

نگراني از بابت اطلاع‌رساني‌هاي خارج از كشور نيز اثبات مي‌كند كه آنها توانسته‌اند اطمينان آحاد مردم را به دست آورند، ولي اين حکومت غاصب است كه با مردم مؤمن ايران، روز به روز بيگانه‌تر مي‌شود، و درواقع، صدا و سيماي جمهوري اسلامي، سایتهای خبری داخلی و جراید وابسته به حکومت، رسانه‌هاي بيگانه با مردم هستند.

 

25. استفاده از واژه‌هاي خصمانه و تحريك آميز مانند: "دجال" به جاي "مقام معظم رهبري" و "ديكتاتوري ديني" به جاي "جمهوري اسلامي" و ....

‌‌ پاسخ:

يقينا ايشان براي گفتار و كردار خود توجيه لازمه را داشته است و در يك دادگاه با حضور نمايندگان خبرگزاريهای بین‌المللی مي‌تواند از گفته‌ها و كرده‌هاي خود دفاع كند.

واقعا اگر آقايان تا این حد نسبت به خود مطمئن هستند، چرا دادگاه آیت الله بروجردی را پشت درهاي بسته برگزار كردند.

 

26. متهم كردن نظام به قتل پدر خود (آيت الله سيد محمد علي كاظميني بروجردي) و دفن كردن غير قانوني پيكر وي در مسجد نور ميدان خراسان تهران.

پاسخ:

البته پيكر آن مرجع شهيد، بنابر وصيت خودشان و با استقبال نمازگزاران مسجد مذکور، در محوطه بيرون از شبستان مسجد دفن گرديد. در شهريور 1385 (سپتامبر 2006) عوامل دولتي مقبره را تخريب كردند و دور آنرا ديوار كشيدند. اگر وزارت اطلاعات ايشان را به قتل نرسانده است پس چرا مقبره‌اش را تخريب كرد و آن مكان را مصادره نمود؟ آنها چه چيزي را مي‌خواستند مخفي كنند؟

 

27. سوء استفاده از موقعيت پدر خود و مسجد نور ميدان خراسان تهران.   

پاسخ:

از آنجا كه مسجد ايشان را مصادره كرده بودند، ايشان طي چند سال آخر حيات پدر، از موقعيت او بهره مي‌برد و هيچ كار خلافي در آنجا انجام نشد مگر تبلغ دين و مخالفت با فعاليتهاي سياسي و گروه‌های فشار در مسجد.

 

28. ضبط مخفيانه صدا و فيلم مربوط به حضور شيخ احمدي، نماينده‌ي رهبري، چند روز قبل از نيمه شعبان در سال گذشته و ارسال آن روي شبكه‌هاي ماهواره‌اي و سايتهاي اينترنتي.

پاسخ:

الف) نمايندگان حكومتي بارها براي مذاكره آمدند و در حين مذاكره و نوع ديالوگشان مشخص شد كه آمده‌اند آقاي بروجردي را بخرند و يا اگر قبول نكرد، او را تهديد به كشتن كنند. خود ايشان و نزديكان وي اين اخبار را بارها در مصاحبه‌ها ذكر كردند، ولي چون مدركي وجود نداشت، گزارش اين تهديدات برای مجامع خبري قابل قبول نبود، بنابراین يكي‌دو تن از نزديكان آقاي بروجردي در روز مذكور بطور مخفيانه با استفاده از دستگاه‌هاي الكترونيكي رايج، صدا و بخشي از تصاوير را ضبط كردند و به ناچار براي آنكه اثبات شود كه حكومت قصد حمله به ايشان و يارانشان را دارد، آنرا روي آنتنها فرستادند.

ب) به هر حال در اين مورد هم حكومت بايد جواب بدهد، اگر چنين كاري خلاف شرع بوده، پس تكليف اين همه استراق سمع كه وزارت اطلاعات انجام مي‌دهد، چیست؟

 

29. ادعاي خدائي و امام زماني و ارتباط با امام زمان.

پاسخ:

ادعاي خدائي و امام زماني، موضوعي نيست كه شخصيتي با آن همه طرفدار مطرح كرده باشد و هيچ‌جا خبر آن منتشر نشده باشد و سپس وزارت اطلاعات كه كار اصلي آن در اين دوران توليد و انتشار چنين شايعاتي است، پي به آن ببرد!

آري، اگر كسي چنين ادعاهائي كند، خيلي زود همه به آن پی می‌برند و نيازي به دست و پا زدن شايعه‌سازان رژيم براي بيان آن نیست. ضمن اينكه ايشان آثار قلمي و كلامي متعددي دارد و اگر چنين ادعاهائي داشت، در آنها بايد مدركي يافت شود.

ايشان هيچگاه ادعاي نيابت هم نداشته و به شدت چنين مدعياني را محكوم كرده است.

ضمن اينكه شيادان در اين دوران با چنين ادعاهاي مضحكي وارد نمي‌شوند، چون كسي كه پشت كوه‌ها هم زندگي مي‌كند، امروزه چنين ادعائي را از ديگري نمي‌پذيرد، بنابراین متدهاي كلاهبرداران بزرگ ديني عوض شده است و به جاي اينكه ادعاي خدائي يا امام زماني كنند، القاب ديگري را استعمال مي‌نمایند: "ولي امر مسلمين جهان"، "امام المسلمین"، "امام"‌، "علي زمان"، "نايب امام زمان" و ...، حالا مخاطبين محترم قضاوت كنند كه در دادگاه ويژه روحانيت چه كساني بايد محاكمه شوند!

 

30. مقايسه خود با امام حسين!

پاسخ:

الف) كلمات ايشان همگي ضبط شده و همه جا منعكس شده است، ايشان هرگز خود را حسين زمان نناميده است، بلكه شعارش اين بود كه: مثل پدر بيست و هشتمم كه در برابر استبداد ديني ايستاد،‌ من هم مي‌ايستم و مرگ با عزت را به بيعت و تسليم شدن با ذلت ترجيح مي‌دهم.

ب) البته شباهتهاي زيادي بين حركت يزيد بن معاويه و حملات يزيد زمان وجود داشته است:

حمله به آیت الله بروجردی و یارانش به علت بيعت نكردن ایشان با حكومت مستبد.

شايعه كردن مبني بر اينكه آقاي بروجردي خارجي (انگليسي و امريكائي) است.

شايعه مبني بر اينكه آقاي بروجردي از دين خارج شده است.

رحم نكردن مهاجمين به زنان و كودكان و حتي اطفال شيرخوار.

غارت زيورآلات زنان، تاراج اموال و اثاثيه و....

 

31. ضربه زدن به وجهه نظام در سطح بين‌المللي و رسانه‌هاي خارجي.

پاسخ:

الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم.

آري، چيزي از وجهه و اعتبار این نظام در جهان باقي نمانده است، ولی امثال آقاي بروجردي مقصر نيستند، مشكل از ظلم و استبداد و ماجراجوئي نظام است.

 

32. اهانت به خون شهدا.

پاسخ:

الف) ايشان هميشه در بخش نيايش جلسات خود براي شهدا دعا مي‌كرد، و نسبت به خانواده‌ي معظم شهدا احترام خاصي قائل بود. آيا يك خانواده شهيد وجود داشته كه از ايشان شكايت كند.

ضمن اينكه بخشي از بازداشت شده‌هاي اين پرونده خودشان جزو خانواده شهدا هستند.

وا اسفا! تعدادي از خانمهائي كه در اين پرونده بازداشت شدند و سپس در بند 240 اوين مورد تجاوز جنسي  قرار گرفتند، از خانواده شهدا بوده‌اند!

ب) شايد منظور آقايان اين است كه آيت الله بروجردي به خاطر تخريب كردن وجهه نظام و انقلاب در جهان، آرمانهاي شهدا را پايمال كرده است! بايد بگوئيم كه قداست خون شهدا به خاطر كشته شدن در راه دين و وطن و ملت بوده است، نه بخاطر حفظ انقلاب، زيرا ماجراي "2+6" اثبات مي‌كند كه سران انقلاب در آن زمان، 6 سال بطور اشتباه جنگ را طولاني كردند، بنابراين بايد گفت: اگر كسي در 6 سال آخر جنگ به جبهه رفته و كشته شده، اشتباها كشته شده است! و خانواده آنها نيز بايد بروند از جانياني كه فرزندان و همسرانشان را اشتباها به كشتن دادند شكايت كنند، ولي اينكه خانواده شهدا از مسئولين نظام شكايت نمي‌كنند نشان مي‌دهد كه آنها براي حفظ وطن و دين و امنيت كشور، عزيزان خود را از دست دادند نه بخاطر حفظ انقلاب، و اين، افتخارآفرين و معتبر است.

در ضمن اهانت‌كنندگان اصلي به خون شهدا كساني بودند كه در 6 سال پاياني جنگ جوانان مردم را تشويق به حضور در نبردي مي‌كردند كه بعد از سالها، آرمانهاي آن مورد سئوال است!

بنابراين اگر كسي به اين انقلاب ضربه بزند، خون شهدا را تكريم كرده و اگر به حفظ انقلاب كمك كند، به خون شهدا اهانت كرده و بايد محاكمه شود.

 

33. جعل نام بروجردي و سوء استفاده از نام مرحوم آيت الله العظمي سيد حسين بروجردي، مرجع بزرگ شيعه!

پاسخ:

الف) ايشان نام "بروجردي" را جعل نكرده‌اند.

جد ايشان، آقا سید ابوالقاسم اعرجی کاظمینی از علماي تبعيدي زمان امپراطوري عثماني بوده است كه از كاظمين به شهر بروجرد هجرت كرد و نام اين خاندان از آن پس به "اعرجي كاظميني بروجردي" تغيير يافت. آنطور كه در متن نامه‌ها و كتب مختلف از آنها ياد شده است، بطور معمول از نامهاي "كاظميني بروجردي" و يا "بروجردي" استفاده شده است و اين عنوان روي كتب منتشر شده از اين خاندان طي ده‌ها سال گذشته نيز همواره ثبت شده و انتشار شجره نامه ایشان نیز موید آن است.

ب) ايشان در هيچ يك از آثار قلمي و كلامي و مصاحبه‌ها، خود را نوه آيت الله العظمي سيد حسين طباطبائي بروجردي معرفي نكرده‌اند، اگر جز اين است اتهام زنندگان باید مدرك ارائه كنند! البته باید دانست که اگر مداركي وجود داشت، دادگاه در پشت درهاي بسته تشكيل نمي‌شد!

ج) حال كه از آن مرجع بزرگ شيعه ياد شد، بد نيست كه يادي هم از مخالفت وي با آقاي خميني در سرنگون كردن نظام شاهنشاهي و تاسيس حكومت ديني بنمائيم.

امروز رهبران تفتيش عقيده در ايران، سنگ آيت الله العظمي طباطبائي بروجردي را به سينه مي‌زنند و هرکدام از این مرتجعین کذاب، سعی می کنند تا خود را شاگرد آن مرجع فرزانه معرفی کنند، در حالي كه اگر آن روحانی مخالف حكومت ديني زنده بود، يقينا دچار سرنوشتي مشابه آيت الله العظمي شريعتمداري مي‌شد! همان سرنوشتي كه امروز بر پيرو صديق راه آنها،  آيت الله كاظميني بروجردي، وارد شده است از جمله: انواع شايعات دروغ، اتهامات مضحك، دشمني‌هاي آشكار و پنهان، سركوبها، تهاجمات، بازداشتها، شكنجه‌ها و قتلها.

د) متهم رديف اول در جعل نام، آقاي خميني است. نام واقعي او، روح الله هندي است و در امضاي نامه‌هايش نيز از همين اسم استفاده مي‌كرد ولي بعدا به مصطفوي و خميني مشهور شد. البته برادرش نيز مرتضي هندي، به مرتضي پسنديده معروف شد. برادر ديگر ايشان، نورالدين هندي، تغيير نام نداد، او قبل از انقلاب فوت كرد و در قبرستان قم واقع در خيابان انقلاب اين شهر به خاك سپرده شد و روي سنگ قبر ايشان نيز نام نورالدين هندي ثبت شده است.

 

34. دلسرد كردن مردم نسبت به اهداف انقلاب و ايجاد تزلزل نسبت به مباني انقلاب در اذهان عمومي و تشويق مردم به شركت نكردن در  انتخابات و ....

پاسخ:

در اين مورد ايشان بارها صراحتا اعلام كرده‌اند كه چون در فرهنگ شيعه، تشكيل حكومت ديني در زمان غيبت معصوم نامشروع است، بنابراين با هيچ يك از اركان آن همكاري نمي‌كنم.

 

35. تصميم و اقدام برای پاگذاشتن جاي پاي بنيانگذار انقلاب (آيت الله سید روح الله خميني).

پاسخ:

الف) این گونه اتهامات را بايد تراوشهای مغزهاي تخدير شده از افيون ولايت مطلقه فقيه ناميد، چرا كه آیت الله بروجردي ولايت فقيه را قبول نداشته است كه بخواهد براي رسيدن به پيشوائي آن قدمي بردارد.

ب) او بارها در رسانه‌هاي عمومي اعلام كرد كه مخالف تداخل دين و سياست است، پس چگونه مي‌توانست در پی رسيدن به مقام رهبري باشد!
اين مقامات در زمان غيبت معصومین به نصّ صريح مآخذ معتبر ديني، برازنده دجالها و مستكبرين ديني است و بس.

ج) اگر آقاي خميني بر حق بوده است، پس چرا حركت در مسير او جرم است! همگان مي‌دانند كه آقاي خميني دروغگو و مستبد بود و نامش در تاريخ همراه معاويه و يزيد و نمرود و فرعون، جاودانه خواهد ماند، شايد در ايران فقط چند ميليون نفر باشند كه اينطور فكر نمي‌كنند. به هرحال آقاي بروجردي هيچگاه دنباله‌روي آقاي خميني نبوده و نيست. پا گذاشتن بر جاي پاي آقاي خميني، اهانت و ناسزائي است كه فقط برازنده جانشين او، آقاي خامنه‌اي است.

 

اتهامات بعدي:

اتهامات اصلي آیت الله بروجردی، شامل موارد فوق بوده است، بخش عمده‌اي از اتهامات هم وجود دارد كه مربوط به گفته‌هاي ايشان در سخنراني‌ها و يا مربوط به مقالات ايشان است و به عنوان اتهام مطرح شده است. از آنجا كه تمامي تعاليم ايشان نسخه‌هاي مستند از كتب معتبر ديني و تاريخي بوده است، بنابراین نيازي به طرح و بررسي آنها نمي‌باشد و بيش از اين وقت مخاطب را صرف پاسخ دادن به اتهامات مضحك دادستاني دادگاه ويژه روحانيت نمي‌نمائيم.


پایان:

در پايان متذكر مي‌شويم كه طرح اتهامات فوق از سوي دادگاه ويژه روحانيت، دليل قاطعي بر بي‌گناهي واقعي آيت الله بروجردي است. ما معتقديم كه بر طبق اسناد باقيمانده از فيلمها و مصاحبه‌ها و مقاله‌هاي آقاي بروجردي، جرم واقعي ايشان، چيزي جز دلسوزي براي دين و وطن و ملت نبوده كه با استقبال توده‌هاي ملت مواجه شد و اگر مانع گسترش فعالیتهای این روحانی مردمی نمی گشتند، یقینا اکثریت قاطع ایرانیان به ایشان گرایش پیدا می کردند. آری، تاريخ تاييد مي‌كند كه سرنوشت هر مصلحي كه در دلهاي مردم جايگاه دارد، زندان و شكنجه و مرگ است!